خانواده و فرزندپروری

کنترل خشم کودکان؛ راهنمای عملی والدین برای آرام‌سازی، آموزش و پیشگیری از پرخاشگری

نویسنده: تحریریه‌ی یارا۱۱ شهریور ۱۴۰۵۱۰ دقیقه مطالعه
کنترل خشم کودکان؛ راهنمای عملی والدین برای آرام‌سازی، آموزش و پیشگیری از پرخاشگری
خشم در کودکان طبیعی است، اما پرخاشگری و طغیان‌های مکرر نیاز به توجه دارد. در این راهنما، روش‌های کنترل خشم و کاهش پرخاشگری کودک را می‌خوانید.
فهرست مطالب

خشم در کودکان چیست و چه زمانی طبیعی است؟

خشم یکی از آن هیجاناتی است که در وجود همه‌ی ما، از بدو تولد تا بزرگسالی، جا خوش کرده؛ کودکان هم از این قاعده مستثنی نیستند. وقتی کودکی به خواسته‌اش نمی‌رسد، حس می‌کند با او ناعادلانه رفتار شده یا نیازی در او بی‌پاسخ مانده، بدنش شروع می‌کند به واکنش‌نشان‌دادن: ضربان قلب بالا می‌رود، صورتش سرخ می‌شود، دست‌هایش مشت می‌شود. خودِ این احساس چیز بدی نیست؛ آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که این هیجان چطور بروز پیدا می‌کند. همین‌جاست که مرز بین خشم طبیعی و پرخاشگری روشن می‌شود: خشم معمولی معمولاً زودگذر است، یک محرک مشخص دارد و بعد از مدت کوتاهی فرو می‌نشیند، اما پرخاشگری چیز دیگری است؛ رفتارهایی که به خود، دیگران یا وسایل آسیب می‌رساند و بیشتر شبیه مقابله با محدودیت‌هاست تا یک هیجان خام و ساده.

یکی از دلایل اصلی این طغیان‌های خشم در بچه‌ها، به توانایی‌های محدودشان بر اساس سنشان برمی‌گردد. مغز کودک، به‌خصوص بخش‌هایی که وظیفه‌ی تنظیم هیجان و کنترل تکانه را دارند، تا اواخر نوجوانی همچنان در حال شکل‌گرفتن است. برای همین کودکان کوچک‌تر معمولاً واژه‌های کافی برای توصیف احساسات پیچیده‌شان ندارند و خشم را از طریق گریه، جیغ‌کشیدن یا واکنش‌های فیزیکی بیرون می‌ریزند. این موضوع بخشی کاملاً طبیعی از مسیر رشد است و به‌تنهایی نشانه‌ی یک مشکل رفتاری جدی محسوب نمی‌شود.

چند نشانه به ما کمک می‌کنند بفهمیم خشم کودک موقتی و در محدوده‌ی طبیعی است: طغیان با یک محرک واضح شروع می‌شود، معمولاً چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد، کودک بعد از آرام‌شدن به کارهای روزمره‌اش برمی‌گردد و رابطه‌اش با اطرافیان هم آسیب جدی و پایداری نمی‌بیند. تا وقتی این الگو در طول زمان تکرار و تشدید نشود، معمولاً جای نگرانی زیادی نیست و با رویکردهای تربیتی درست به‌راحتی قابل مدیریت است. اگر می‌خواهید چارچوب کلی‌تری از تربیت داشته باشید، مطالعه‌ی اصول فرزندپروری صحیح؛ راهنمای علمی تربیت کودک شاد، مسئولیت‌پذیر و سالم می‌تواند زمینه‌ی خوبی برای درک عمیق‌تر این موضوع باشد.

علت‌های رایج خشم و عصبانیت کودکان

پیش از هر اقدام تربیتی، لازم است بدانیم چه چیزی باعث خشم کودک می‌شود. خیلی از این طغیان‌های هیجانی ریشه در نیازهای ساده و فیزیولوژیک دارند: گرسنگی، خستگی، درد، یک بیماری خفیف یا حتی به‌هم‌ریختن برنامه‌ی روزانه‌ی کودک می‌تواند آستانه‌ی تحملش را به‌شدت پایین بیاورد. کودکی که خواب کافی نداشته یا وعده‌ی غذایی‌اش با تأخیر رسیده، خیلی راحت‌تر از حالت عادی وارد یک طغیان خشم می‌شود.

دسته‌ی دیگر از این عوامل، بیشتر ماهیت هیجانی و رشدی دارند: ناکامی از برآورده‌نشدن یک خواسته، حسادت به خواهر و برادر یا هم‌سن‌وسال‌ها، نیاز طبیعی به مستقل‌بودن و تصمیم‌گرفتن، یا ناتوانی در بیان کلامی خواسته‌ها؛ همه‌ی این‌ها می‌توانند به شکل خشم بروز پیدا کنند. کودکی که نمی‌داند چطور بگوید «من هم می‌خواهم انتخاب کنم»، شاید همین نیاز را با جیغ‌زدن یا پرت‌کردن اسباب‌بازی نشان بدهد.

علاوه بر این‌ها، عوامل محیطی و اجتماعی هم نقش کمی ندارند. تنش‌های خانوادگی، اختلاف‌نظر بین والدین، فشار درسی، تجربه‌ی قلدری از طرف هم‌سن‌وسال‌ها و حتی محتوای تحریک‌کننده‌ی رسانه‌ها می‌توانند سطح تحریک‌پذیری کودک را بالا ببرند. پژوهش‌ها گواه این هستند که مداخلات رفتاری هدفمند برای کاهش تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان و نوجوانان، وقتی محرک‌های محیطی شناسایی و مدیریت شوند، نتایج قابل‌توجهی به همراه دارند[۱].

یکی از ساده‌ترین و در عین حال کاربردی‌ترین ابزارها برای والدین، ثبت الگوی طغیان‌های خشم کودک است. نوشتن اینکه این طغیان چه زمانی، کجا، در حضور چه کسانی و دقیقاً بعد از چه اتفاقی رخ داده، به شناسایی محرک‌های تکرارشونده کمک زیادی می‌کند. این یادداشت‌ها بعداً پایه‌ی اصلی برای برنامه‌ریزی پیشگیرانه خواهند شد.

در لحظه عصبانیت کودک چه کار کنیم؟

لحظه‌ای که خشم کودک به اوج می‌رسد، بدترین زمان برای آموزش‌دادن یا استدلال‌کردن است. مغز کودک در این وضعیت روی حالت «واکنش» تنظیم شده، نه «تفکر»، و هر تلاشی برای توضیح منطقی معمولاً به جایی نمی‌رسد. اولین و مهم‌ترین اصل این است که خودمان به‌عنوان والدین آرام بمانیم. فریادزدن، تهدیدکردن، تحقیر یا تنبیه بدنی نه‌تنها خشم کودک را کم نمی‌کند، بلکه معمولاً شعله‌اش را تندتر می‌کند و در ضمن الگوی نادرستی از مدیریت هیجان به او یاد می‌دهد.

گام بعدی، ایمن‌کردن فضا است. اگر کودک در حال آسیب‌زدن به خودش، دیگران یا وسایل خطرناک است، اولویت اول باید دورکردنش از آن موقعیت باشد، نه توضیح‌دادن. بعد از اینکه از ایمنی موقعیت اطمینان پیدا کردید، می‌توانید احساس کودک را با نام‌بردن از آن بازتاب بدهید: جمله‌ای مثل «می‌بینم که خیلی عصبانی هستی» به کودک می‌فهماند هیجانش دیده و درک شده، بدون اینکه رفتار آسیب‌زنده‌اش تأیید بشود. این تفاوت خیلی مهم است؛ ما احساس کودک را می‌پذیریم، نه عمل نامناسبش را.

در این لحظه، جمله‌های کوتاه و انتخاب‌های محدود خیلی بیشتر از توضیحات طولانی جواب می‌دهند. مثلاً «می‌خواهی همین‌جا بنشینی یا بروی اتاقت تا آرام شوی؟» به کودک حس کنترل می‌دهد بدون اینکه هرج‌ومرجی به وجود بیاید. نکته‌ی مهم این است که تا وقتی کودک از اوج هیجانی بیرون نیامده، هیچ بحثی، آموزشی یا نصیحتی اثر نخواهد کرد؛ باید صبر کنیم تا آرامش نسبی برگردد و بعد در آرامش درباره‌ی اتفاق صحبت کنیم.

آموزش مهارت کنترل خشم به کودک در زمان آرامش

بهترین وقت برای یاد دادن مهارت‌های کنترل خشم، زمانی است که کودک آرام است، نه وسط بحران. در این لحظات می‌توانیم به او کمک کنیم علائم بدنی خشم را در خودش پیدا کند: تندشدن ضربان قلب، گرم‌شدن صورت، مشت‌شدن دست‌ها یا فشرده‌شدن دندان‌ها. وقتی کودک بتواند این نشانه‌ها را زودتر تشخیص بدهد، فرصت بیشتری برای انتخاب یک واکنش سالم‌تر پیدا می‌کند.

تمرین راهکارهای ساده و کاربردی در این مرحله واقعاً کمک‌کننده است: نفس عمیق‌کشیدن، شمردن تا ده، نوشیدن یک لیوان آب، نقاشی‌کشیدن، یک حرکت بدنی مثل چند دقیقه پیاده‌روی یا خواستن کمک از یک بزرگ‌تر. تحقیقات نشان می‌دهند وقتی تمرین‌های آرام‌سازی با ابزارهای جذاب برای کودکان همراه شود، مثل بازی‌های دیجیتالی که برای تقویت تنظیم هیجانی طراحی شده‌اند، مهارت‌های کنترل خشم در کودکان و نوجوانان به‌شکل قابل‌توجهی بهتر می‌شود[۳].

راه‌اندازی یک «جعبه آرامش» یا «گوشه آرام‌سازی» در خانه ابزار خیلی مفیدی است؛ فضایی با چند اسباب‌بازی نرم، کتاب یا وسایل حسی که کودک بتواند وقتی ناراحت است به آن پناه ببرد. نکته‌ی کلیدی این است که این فضا باید به‌عنوان جایی امن برای آرام‌گرفتن معرفی شود، نه محلی برای تنبیه؛ در غیر این صورت کودک از رفتن به آن فاصله می‌گیرد.

یاددادن جمله‌های جایگزین هم اهمیت زیادی دارد. کودکی که یاد می‌گیرد به‌جای زدن یا جیغ‌زدن بگوید «ناراحتم»، «کمک می‌خواهم» یا «نوبت من است»، ابزاری کلامی برای بیان نیازش پیدا می‌کند. تمرین این جمله‌ها از طریق نقش‌بازی‌کردن موقعیت‌های تکراری خانه و مدرسه، مثلاً به‌اشتراک‌گذاشتن اسباب‌بازی یا صبرکردن در صف، به کودک یاد می‌دهد که در لحظه‌ی واقعی راحت‌تر از این جمله‌ها استفاده کند.

قانون‌گذاری و واکنش درست والدین برای کاهش پرخاشگری

داشتن قوانین روشن و متناسب با سن کودک، یکی از پایه‌های اصلی برای کم‌کردن پرخاشگری در بچه‌هاست. این قوانین باید ساده و قابل فهم باشند: آسیب‌زدن به خود یا دیگران، فحاشی و شکستن عمدی وسایل قابل‌قبول نیست. وقتی کودک از قبل بداند مرزها کجاست، انگیزه‌ی کمتری برای آزمودن رفتارهای پرخاشگرانه دارد.

اگر این مرزها شکسته شدند، پیامدها باید کوتاه، قابل پیش‌بینی و مرتبط با همان رفتار باشند؛ مثلاً اگر کودک اسباب‌بازی را پرت کرده، پیامد منطقی می‌تواند محدودیت موقت در استفاده از همان اسباب‌بازی باشد، نه محرومیت‌های بی‌ربط یا طولانی که کودک را شرمنده می‌کند. شرمنده‌کردن کودک معمولاً به‌جای اصلاح رفتار، عزت‌نفسش را می‌شکند و می‌تواند خشمی پنهان را در او تقویت کند.

به همان اندازه که باید به رفتار نامناسب واکنش نشان بدهیم، تقویت فوری رفتارهای مثبت هم اهمیت حیاتی دارد. وقتی کودک به‌جای ضربه‌زدن، ناراحتی‌اش را با کلام بیان می‌کند یا پیش از انجام یک رفتار پرخاشگرانه خودش را نگه می‌دارد، توجه و تشویق فوری والدین این رفتار خوب را در او تقویت می‌کند. مرور مطالعات فراتحلیلی نشان می‌دهد رویکردهای رفتاری مبتنی بر تقویت مثبت و آموزش مهارت، از مؤثرترین روش‌ها برای کاهش خشم و پرخاشگری در کودکان و نوجوانان به حساب می‌آیند[۲].

هماهنگی بین والدین و سایر افرادی که از کودک مراقبت می‌کنند، مثل پدربزرگ و مادربزرگ یا پرستار بچه، خیلی مهم است. اگر یک والد قانونی را جدی بگیرد و دیگری آن را نادیده بگیرد، کودک پیام‌های متناقض می‌گیرد و یاد می‌گیرد رفتار پرخاشگرانه‌اش را در حضور فرد سهل‌گیرتر ادامه بدهد. در نهایت، الگوبودن والدین نقش تعیین‌کننده‌ای دارد؛ کودکانی که می‌بینند والدینشان در تعارض‌ها آرام می‌مانند، عذرخواهی می‌کنند و مسائل را با گفت‌وگو حل می‌کنند، این مهارت‌ها را از راه مشاهده و تقلید یاد می‌گیرند. برای فهم عمیق‌تر ارتباط سبک تربیتی با رفتار کودک، مقاله‌ی اصول فرزندپروری صحیح منابع تکمیلی خوبی در اختیار شما می‌گذارد.

پیشگیری از عصبانیت کودک در خانه و مدرسه

خیلی از طغیان‌های خشم قابل پیشگیری‌اند، نه فقط قابل مدیریت بعد از وقوع. یکی از اساسی‌ترین کارها، تنظیم عوامل فیزیولوژیک است: خواب کافی و منظم، تغذیه‌ی متوازن با فاصله‌های مناسب بین وعده‌ها، فعالیت بدنی روزانه و محدودکردن زمان صفحه‌نمایش. کودکی که این نیازهای پایه‌اش تأمین شده باشد، به‌طور طبیعی در برابر ناکامی‌های روزمره تحمل بیشتری از خودش نشان می‌دهد.

داشتن یک روتین قابل پیش‌بینی برای فعالیت‌های روزانه هم نقش پیشگیرانه‌ی مهمی دارد. کودکان، به‌خصوص در سنین پایین، با تغییرات ناگهانی مشکل دارند. آماده‌کردن کودک قبل از تغییرات برنامه یا خروج از خانه، مثلاً با گفتن «پنج دقیقه دیگر باید برویم»، به او فرصت می‌دهد ذهنش را برای تغییر آماده کند و از بروز طغیان‌های ناگهانی جلوگیری می‌شود.

گذاشتن زمان باکیفیت روزانه برای ارتباط، بازی مشترک و شنیدن احساسات کودک، یکی از مؤثرترین کارهای پیشگیرانه است. کودکی که حس کند دیده می‌شود و صدایش شنیده می‌شود، نیاز کمتری به بروز خشم برای جلب توجه دارد. همکاری با معلم یا مربی مدرسه برای شناسایی محرک‌های خاص محیط مدرسه و اجرای راهکارهای هماهنگ بین خانه و مدرسه هم باعث می‌شود کودک در هر دو محیط پیام‌های یکسانی دریافت کند.

در نهایت، توجه به نیاز طبیعی کودک برای داشتن انتخاب، استقلال تدریجی متناسب با سنش، و احساس دیده‌شدن، بسیاری از منابع خشمی که از حس بی‌قدرتی نشأت می‌گیرد را کم می‌کند. دادن انتخاب‌های کوچک و کنترل‌شده، مثل انتخاب لباس یا فعالیت اوقات فراغت، به کودک حس کنترل می‌دهد بدون اینکه مرزهای اصلی خانواده مخدوش شود.

چه زمانی برای خشم کودک باید به روان‌شناس مراجعه کنیم؟

با اینکه بخش زیادی از خشم کودکان طبیعی و قابل مدیریت در خانه است، اما برخی نشانه‌ها هستند که نشان می‌دهند لازم است سراغ متخصص برویم. تکرار شدید یا طولانی‌مدت طغیان‌های خشمی که در خانه، مدرسه و روابط دوستانه اختلال ایجاد می‌کند، یکی از این علائم هشداردهنده است. اگر کودک به‌طور مکرر به خودش، دیگران یا حیوانات آسیب می‌زند یا وسایل را به‌شکل جدی خراب می‌کند، این رفتارها دیگر از جنس خشم طبیعی نیستند و نیاز به ارزیابی تخصصی دارند.

وجود نشانه‌های همراه مثل اضطراب شدید، افت ناگهانی تحصیلی، انزوای اجتماعی، اختلال خواب یا تغییرات رفتاری ناگهانی هم می‌تواند نشان‌دهنده‌ی مسائل عمیق‌تری باشد که خشم فقط یکی از چهره‌های آن است. در بعضی موارد، تحریک‌پذیری و طغیان‌های خشم شدید می‌توانند با شرایط بالینی خاصی مثل اختلالات خلقی همراه باشند و تشخیص این تفاوت‌ها نیازمند ارزیابی تخصصی است[۵].

رویکردهای درمانی تخصصی‌تر، مثل برنامه‌های آموزش گروهی مدیریت خشم یا روش‌های مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکی، در نوجوانان و کودکان بزرگ‌تر نتایج خوبی نشان داده‌اند و می‌توانند مکمل خوبی برای اقدامات خانگی باشند[۴]. همچنین گروه‌های آموزش مدیریت خشم برای نوجوانان، با ترکیب رویکردهای عملی و آموزشی، رضایت و اثربخشی قابل‌توجهی در کاهش طغیان‌های خشم گزارش کرده‌اند[۶].

ارزیابی توسط روان‌شناس کودک کمک می‌کند ریشه‌های دقیق‌تر مسئله شناسایی شود؛ این ریشه‌ها می‌توانند هیجانی، خانوادگی، رشدی یا رفتاری باشند و درمان باید متناسب با همان طراحی شود. در نهایت، اگر خطر آسیب جدی به خود یا دیگران وجود دارد، تعلل جایز نیست؛ باید بی‌درنگ از کمک تخصصی یا خدمات اورژانسی استفاده کرد. این راهنما جایگزین ارزیابی و مشاوره‌ی تخصصی نیست و در مواردی که نگرانی جدی وجود دارد، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک کودک توصیه می‌شود.

اشتراک‌گذاری:

پرسش‌های متداول

آیا خشم در کودکان طبیعی است؟

بله، خشم بخشی طبیعی از رشد کودک است. اگر طغیان‌ها کوتاه، دارای محرک مشخص و بدون آسیب به خود یا دیگران باشند، معمولاً جای نگرانی زیادی ندارند.

هنگام عصبانیت شدید کودک چه کار کنیم؟

خونسرد بمانید، محیط را ایمن کنید، با جمله‌ای کوتاه احساس او را نام‌گذاری کنید و تا بازگشت آرامش از بحث و نصیحت طولانی خودداری کنید.

چگونه مهارت کنترل خشم را به کودک آموزش دهیم؟

در زمان آرامش، نشانه‌های بدنی خشم و راهکارهایی مانند نفس عمیق، شمردن، نوشیدن آب، نقاشی و درخواست کمک را تمرین کنید.

چه زمانی خشم کودک نیاز به مراجعه به روان‌شناس دارد؟

اگر خشم شدید و مکرر باشد، در خانه یا مدرسه اختلال ایجاد کند، با آسیب‌زدن همراه شود یا نشانه‌هایی مانند اضطراب، افت تحصیلی و اختلال خواب داشته باشد، ارزیابی تخصصی لازم است.

منابع علمی

هر منبع به‌صورت خودکار در برابر پایگاه اصلی خودش (PubMed / Crossref) راستی‌آزمایی شده است.

  1. ۱
    Behavioral Interventions for Anger, Irritability, and Aggression in Children and Adolescents.

    Sukhodolsky DG, Smith SD, McCauley SA · Journal of child and adolescent psychopharmacology · ۲۰۱۶

    PubMed · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov
  2. ۲
    Anger and aggression treatments: a review of meta-analyses.

    Lee AH, DiGiuseppe R · Current opinion in psychology · ۲۰۱۸

    PubMed · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov
  3. ۳
    A Pilot Controlled Trial of Relaxation Training Combined with a Video Game Reinforcing Emotional Regulation to Improve Anger Management in Children and Adolescents.

    Vaudreuil C, Abel MR, Barnett Y · Research on child and adolescent psychopathology · ۲۰۲۴

    PubMed · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov
  4. ۴
    The use of dialectical behavior therapy in adolescent anger management: A systematic review.

    Haktanir A, Aydil D, Baloğlu M · Clinical child psychology and psychiatry · ۲۰۲۳

    PubMed · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov
  5. ۵
    Irritability, Anger, and Aggression in the Context of Pediatric Bipolar Disorder.

    Patino LR, DelBello MP · Child and adolescent psychiatric clinics of North America · ۲۰۲۱

    PubMed · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov
  6. ۶
    Anger Management groups for adolescents: a mixed-methods study of efficacy and treatment preferences.

    Down R, Willner P, Watts L · Clinical child psychology and psychiatry · ۲۰۱۱

    PubMed · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov

این مطلب صرفاً جنبه‌ی آموزشی دارد و جایگزین مشاوره‌ی تخصصی نیست. در صورت نیاز به کمک فوری با خط‌های بحران تماس بگیرید یا با یک روانشناس مشورت کنید.

مقالات مرتبط

تازه‌ترین مقالات مجله سلامت یارا را دریافت کنید

هفته‌ای یک ایمیل، بدون تبلیغات. هر زمان بخواهید لغو اشتراک کنید.